مقالات » جام نياز » مکاسب محرمه » این که چیزی نیست

این که چیزی نیست

همه ی حرف من با شماس که به حلال و حرام پایبندی؛ وگرنه اونی که به این حرفا اهمیت نمی ده، با ...

تاریخ ثبت : چهار شنبه 14 اسفند1392


تعداد بازدید : 3137


برو خدا پیرت کنه!

وار را آب برده!

شتر را با بارش می برن!

به میلیارد و تریلون هم قانع نیستن!

اون وقت شما به ریال گیر دادی؟!

برو خدا امواتتو بیامرزه!

*****

اما راستی مگه حلال و حرامی به کمی و زیادیه؟

اگه حرامه، کمش هم حرامه.

چرا باید عادی بشه؟!

نخیر!

*****

یکی، انواع پول خورد، توی ایران را این جوری می شمرد: چسب انگشت، قوطی کبریت، صدقه بده و ...

من می گم: باز اینها خوبه؛ بعضیها که دیگه اصلا کسری صد تومان را چیزیش نمی دونن؛ نه می دن، نه حلالیت می طلبن.

*****

سفارش پست شما می شه 56180 ریال. مأمور پست، پنج و هفتصد می گیره.

حالا یه وقت پول خورد نداره، خب یه حرفی؛ اما چه کنم؟ با چشمای خودم دارم می بینم که یه عالمه پنجاهی روی میزشه، خوب سی و دو تومانش حلال، پنجاهش را دیگه بده!

*****

عجیب نیس؟! کارمند شهرداری از شهرداری انصراف می ده، می ره پمپ بنزین. دلیلشو که می پرسیم، می گه: اینجا من از پولهای خورد بیش از حقوقم درآمد دارم.

*****

یکی می گفت: هر وقت بنزین می زدم، هزار و نهصد و بیس یا سی می شد، یارو پمپیه دوهزار تمام می گرفت. یه بار دوهزار و بیس شد، من دوهزار دادم. طرف گفت: صد تومان دیگه بده! گفتم: برای چی؟ گفت: دوهزار و بیس شد. گفتم: چطوری چند بار که هزار و نهصد و بیس شد، دوهزارتومان گرفتی؟! حالا هم دوهزار تومان بگیر!

پاشو تو یه کفش کرد که پس باید بیست تومان پول خورد بدی! منم که پول خورد نداشتم، یک هزاری دادم و گفتم: بنزینو اندازه ی سه هزار تومان تمامش کن.

*****

شما خودتون حساب کنین تا ظهر چقدر می شه!

همه ی حرف من با شماس که به حلال و حرام پایبندی؛ وگرنه اونی که به این حرفا اهمیت نمی ده، با ارقام نجومی هم آخورش پر نمی شه.

نگین: این قده می برن، که این پیش اونا چیزی به حساب نمیاد.

باشه، همین خورده هم اشکال داره.

این همه هم نگین: این چیزی نیس. این چیزی نیس.

خب، اگه این چیزی نیس، پس چیز چیِس؟!