مقالات » شخصيت‌ها » علما و روحانيون » حاجی آقا رضا روحانی بیدگلی

حاجی آقا رضا روحانی بیدگلی

او که به تعبیری سوگلی فرزندان ملااسدالله است از هر نظر شایستگی خود را نشان داده و مورد توجه والدین..

تاریخ ثبت : سه شنبه 28 آبان1392


تعداد بازدید : 4206


تندیس توکل

یادمان بیست و دومین سالگرد ارتحال حضرت حجت الاسلام حاج آقا رضا روحانی بیدگلی

*****

حلول ماه خدا رجب المرجبِ هر سال، یادآور غروب غم انگیز ستاره ‌ای از سپهر منبر و محراب است که به حق می ‌توان درباره ‌ی او گفت:

در ماه خدا مرد خدا سوی خدا رفت            یا ایتها النفس شنید و به ندا رفت

واعظ شهیر، زاهد متقی، حضرت حجت الاسلام حاج آقا رضا روحانی - قدس الله سره الربانی- . 

بر آن شدیم تا در این مجال فرازی از زندگی او را تقدیم شما خوانندگان گرامی نماییم.

بدون شک زنده نگهداشتن یاد و خاطره ‌ی عالمانی چون او تکریم مقام شامخ علم و زهد و تقوا است. باشد که ما نیز در این مسیر خطیر موفق باشیم ان شاءالله.

*****

در بیت علم و زهد و تقوا، مرحوم ملااسدالله خلف صالح حضرت آیت الله ملامحمدرضا مجتهدالزمان بیدگلی فرزندی گام به عرصه ‌ی هستی می ‌گذارد که به یادبود جدّ بزرگوارش«رضا» نام می ‌گیرد تا در مسیر رضای حق گام نهد. (1)

او که به تعبیری سوگلی فرزندان ملااسدالله است از هر نظر شایستگی خود را نشان داده و مورد توجه والدین و اطرافیان، قرار می ‌گیرد؛ استعداد بالا، حافظه ‌ی خوب، صوت زیبا، بیان شیوا و حتی قدرت بدنی قوی.

او هر روز تحت تعلیم و تربیت پدر عالم خود رشد کرده و مدتی در مکتب ملامحمدجعفرشریف(جعفری بیدگلی) درس می ‌خواند.

و از همان اوان نوجوانی با زیّ کامل روحانیت(عبا و عمامه) در جامعه حضور می ‌یابد و به منبر رفته، با تشویق والدین و اهالی محل، مواجه می ‌شود و همین، انگیزه میشود تا او در عرصه ‌ی منبر و وعظ وارد شده در این زمینه به پیشرفت شایانی دست یابد.

مرحوم حاج آقا رضا، دارای وقار و ابّهتی خاص بوده و بسیار متین و محکم صحبت می ‌کرده است و صراحت لهجه ‌ای عجیب در اظهار حق داشته است؛ به گونه ‌ای که شجاعت او در بیان حق، مثال زدنی و ستودنی است.

و تقیّد زیادی در احیای امر منبر و محراب داشته است و هرگز نماز جماعت مسجد خود را تعطیل نمی ‌کرده است و از بسیاری مسافرت ‌ها و میهمانی ‌ها صرف نظر می ‌کرده و جماعت مسجد را مقدم می ‌دانسته است و در موارد ضروری حتماً یکی از فرزندان خود را به جای خود، منصوب می ‌کرده است.

او این کار را مطابق وصیت پدران و اجداد خود بر خویش، واجب می ‌دانسته و فرزندان خود را نیز بر آن توصیه نموده است.

*****

اینک فرصت را غنیمت شمرده از سخنان فرزند عالم او حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا اسدالله روحانی دام ظله الربانی بهره مند می ‌گردیم که در وصف مرحوم والد خود چنین می-گوید:

ابوی ما خصوصیات اخلاقی بسیاری داشت و از سرآمد اخلاق او و از همه برتر، ایشان نمونه و مجسمه ‌ی توکل علی الله بود. با این که عیالوار بود و در حدود 13،14 فرزند داشت و ارثی هم از پدر نداشت، جز روحانیت و تعدادی کتاب. نه املاکی داشت نه درآمدی، فقط افتخار روضه خوانی امام حسین- سلام الله علیه- را داشت. در منطقه ‌ی کاشان، آران، بیدگل و نوش آباد منبر می-رفت؛ چون منبریِ نمونه بود و از همین راه منبر ارتزاق می ‌کرد. البته برای منبر خود مبلغی معیّن نمی ‌کرد و نمی ‌گفت چند می ‌خواهم هر چه می ‌دادند خرج می ‌کرد؛ ولی با یک روح قناعت در زندگی و توکل بر خدا. 

هرگز رویّه ‌اش این نبود که بگوید فلان آقا چه لباسی و چه خانه ‌ای دارد ابداً. گاهی به ما نصیحت می ‌کرد که شما نگاه به درآمد خودتان بکنید نگاه به وضع خودتان بکنید نگاه به کسانی کنید که از نظر سطح زندگی در سطح پایین ‌تر هستند و راضی باشید به آنچه خدا به شما داده است و بزرگ ‌ترین سرمایه طبق قرآن و احادیث، قناعت و توکل بر خدا است و ایشان از اول زندگی ‌شان تا زمانی که به رحمت الهی واصل شدند یک قران طلبکار نداشتند و البته یک قران هم سرمایه نداشتند.

چند مسجد اداره می ‌کردند؛ مسجد ابالؤلؤ، مسجد احمد، مسجد مدرسه. در این ‌ها مرتب نماز می-خواندند. 

دو ماه محرم و صفر خودشان در مسجد مدرسه اول وقت صبح، اذان می ‌گفت، بعد نماز می ‌خواند بعد از آن هم منبر می ‌رفت قربةً الی الله. هنوز مردم منبرهای ایشان را در بین الطلوعینِ دو ماه محرم و صفر، یادشان هست.

کاملاً مراعات می ‌کرد. هیچگاه برای خاطر دنیا قدمی بر نداشت، پستی قبول نکرد، دفتر ازدواج نگرفت. در مجالس غیر اسلامی شرکت نکرد. 

در امر منبر بسیار مرتّب بود و تا آن روزهای آخر عمرش هم موفق بود. شب اول ماه رجب در منزل حاج حسن افتادگان روضه ‌ی هفتگی داشت. فرزندم محمد حسین ایشان را با موتوری می-بَرَد روضه ‌اش را می ‌خواند بر می ‌گردد. صبح همان شب هم به مسجد رفته نماز جماعتش را می-خواند می ‌آید منزل، صبحانه می ‌خورد و در یک اتاق معمولی که سال ‌ها قبل سفید کرده بودند عبایشان را به خود می ‌پیچند و به روی خود می ‌اندازند و بعد از لحظاتی خانواده ‌شان را صدا میزنند که بلند شو چراغ ‌ها را روشن کن و بعداً دیگه می ‌بینند که صدایی نیست نگاه می ‌کنند که از دنیا رفته است. 

حکایتی درباره ‌ی توکل ایشان

 سال قحطی بود و گرانی. آرد جو یک من(شش کیلو) پنج تومان بود. آن روز پنج تومان، مزد یک هفته ‌ی یک کارگر بود این قدر گرانی بود. مرحوم والد ما هم عیالوار بود شب ‌های زمستانی بوده مرحوم حاج آقا حسین اسلامی رحمة الله علیه که یکی از متدیّنین و اقوام ما بودند از سر علاقه-ی زیادی که به مرحوم والد ما داشت به تعبیر خودمانی گفت:«آقا رضا! شما چه کار می ‌کنی با این فرزندان کوچک و گرانی؟»

مرحوم ابوی ما هم می ‌گوید:«آقا حسین! چی می ‌گی من یک الاغ دارم تا پله‌های سرداب خانه پر از کاه است. خدا روزی خر مرا داده است روزی من و بچه‌هایم را نخواهد داد.» به تعبیر ساده‌ی خودش بله «ان الله یرزق من یشاء»(آل عمران/37) «و ما من دابة فی الارض الا علی الله رزقها»(هود/6) این ‌ها قرآن است.

*****

طبع شعر

مرحوم حاج آقا رضا طبعی هم در سرودن شعر داشته که تنها چند ماده تاریخ از وی در برخی لوح قبور مؤمنین مضبوط است و اگر موارد دیگری هم بوده متأسفانه جمع آوری نشده است. 

از آن جمله است ماده تاریخ وفات مرحوم ملاقاسم متولی فرزند مرحوم ملامحمود(شوال 1386)،

و ماده تاریخ وفات مرحوم سید آقا حسینی بیدگلی ولد مرحوم حاج سید محمود (جمادی الاولی 1380)

و ماده تاریخ وفات فرزندش مرحوم سید مهدی حسینی (1378 ق) که هر سه در آستان مقدس امامزاده هادی بیدگل مدفون ‌اند.

فرزندان

ایشان دارای 9 پسر و 5 دختر بودند که اسامی اولاد ذکور او از این قرار است:

حاج آقا اسدالله، حاج آقا حسین، حاج آقاعلی، حاج آقامحمد، حاج آقاجواد، آقاماشاءالله، حاج آقاعباس، آقا احمد، آقامسعود.

و از میان فرزندان و نوه ‌ها و نوادگان ایشان تعدادی ملبس به لباس روحانیت می ‌باشند که اسامی ایشان چنین است:

حضرات حجج اسلام: حاج آقا اسدالله، حاج آقا علی، حاج آقاعباس، حاج آقا مهدی، آشیخ احمد، آشیخ علی و آشیخ محمد روحانی و همچنین آشیخ محسن اسلامی و آشیخ علی احمدی دامت تأییداتهم. 

وفات و مدفن

حضرت حجت الاسلام حاج آقارضا روحانی که سراسر عمر او احیای دین خدا و ترویج شعار سیدالشهدا بود سرانجام در آغاز ماه خدا رجب المرجب به میهمانی خدا شتافت و در جوار آستان مقدس امامزاده حسین بیدگل آرام گرفت.

لوح قبر او که نثر آن به قلم فرزندش حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا اسدالله ایده الله و ابقاه و ماده تاریخ ذیل آن اثر طبع فرزند دیگرش حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا علی روحانی است از این قرار است: 

وفات یافت ذاکر فضائل و مناقب و معجزات و مصائب

 اهل بیت عصمت و طهارت سیما حضرت سیدالشهداء 

علیهم الصلوة و السلام معتقداً بهم محبّاً لهم متّبعاً آثارهم

نخبه بیت علم و تقوی حجة الاسلام حاجی آقا رضا روحانی

 ابن ثقة الاسلام مرحوم ملا اسد الله ابن حجة الاسلام و المسلمین

مجتهد الزمان مرحوم ملا محمد رضا ابن مرحوم ملا محمد علی

که در سن 82 سالگی اول ماه رجب 1409 مطابق 19/11/1367

رحمة الله و رضوانه علیهم ان شاء الله.

رفـت ز دار فنـــا بســــوی دار بقــــــا

اول مـاه رجــــــب حجت الاســــلام ما

آنکه همه عمر خود روز و شب و ماه و سال

ذاکـر و مــداح بـــود بـرای آل عبــــــا

رفت و شد از رفتنش ماتم هر خاص و عام

منبر و محــراب بیــن ز فقد او در عـــزا

آن که سفر کرده است بسوی فردوس حق

به شهره «روحـانی» و به نام باشد «رضـا»

به ســال فوتش چنین بگفت فــــرزند او

رفت ز دار فنــا بســوی دار بقـــا(1409)

*****

(1) سال تولد آن مرحوم با محاسبه 82 سال قمری حدوداً سال 1287 شمسی بوده است.

Picture1_0161__640x480_.jpg

تصویری از حاج آقا رضا روحانی در سن 25سالگی همراه با مرحوم آقا حسین سعیدزاده و فرزندش